سلیمان دیدار شفیعی
غزل
به تاراج دو چشمت داده ام من دین و ایمانم
جسارت های وحشی را که بینم سخت حیرانم
سپاه و لشکر حُسنت به عزم و غارتی در دل :
ستون و سقف برهم زد ، دلیلش را نمیدانم
چه کردی « لامذب » دُختر ، به آئین کی ها کردی !؟
که لرزیده ، فرو افتاده یکدم پنج ارکانم
نه از دیر و کنشت و مسجد و محراب می گردم
نه دیگر کافرم ، نی هم خدا را خوب میدانم
وگر گبر و یهود و کافرم ، هر چی که میخواهی !
به محراب هر آئینی که داری سجده میمانم
***
بیا « چنگیز » ویران کن بمان تاریخ و تکرارم
که « بلخ » بعد تو دیگر نخواند خط قرآنم
وبلاگ: نوای دل

سلام بر گرداننده فرهیخته و رسالتنمد این سایت وزین !
نخست باید از این کار بزرگ تان در عرصه معرفی شعر امروز افغانستان و بخصوص چهره های جوان آن از شما تشکر کنم و دوم از اینکه مرا و دستنوشته های مرا شعر گفته شامل این سایت و لست نمودید باز هم جهانی سپاس و امتنان. این کار شما ما جوانان را تشویق می کند تا بیشتر از پیش بکوشیم و نا امید نباشیم از اینکه مورد تشویق و حمایت قرار نمی گیریم. واقعأ خوشحالم از اینکه می بینم اشخاصی مثل شما وقت و حوصله خود را صرف فرهنگ کشور می کنند. بعدأ برای تان مفصلأ خواهم نوشت.
ایام به کام تان باد
is it pasible to say were are u from , though it is not so much importent for the educated people but, i want get more information about u