آصف آشنا
خاطره ای از عید
می ریزی و می نوشی و من با تو همدستم
من از پیاله نه که از طعم لب ات مستم
سه شنبه روز اول عید است و تو مهمان
تا در نیاید دیگری، دروازه را بستم
حالا دگر من مثل تو، تو مثل من گرمی
می چرخی و من محو در رقصیدن ات هستم
طنازی و می نازی و با من هم آوازی
من نوکر ناز تو گک دربست دربستم
قربان راز آمدن هایت شوم دختر
تا می رسی من بی خیال هر چه بن بستم.
صدف
تو ماه نه، تو گل نه، تو ماهی نه، تو صدف
تو چیستی که این همه خوب ای، بگو صدف
من خس به روی آب ام و تو در زلالها
کی میشود نشستن ما روبهرو صدف
هر لحظه را حسودی من میشود به آب
هر لحظه، او که میکندات شستوشو صدف
تو مثل شیر و خامهی صبحانه، تو شکر
مثل تو هیچ نیست در این سمتوسو صدف
جرات نمیشود که تو را آرزو کنم
اوج حماقت است چنین آرزو صدف
تو آنقدر ظریف و لطیفی که در تنات
غفلت نکرده است خدا قدر مو صدف
دانشکده شکوه ندارد بدون تو
یک دم بمان برای دل من، نرو صدف
تارنما: خانهء آشنا

مطمئن باش دیگر این لاک پشت پرواز نمی کند
برگشته ام
به همین سادگی و غمگینی با:
آخرین برگ سفرنامه ی باران
وودی آلن، ریچارد براتیگان، بهومیل هرابال، شمس تبریزی!!
یک ترانه جدید
دو رباعی
یک غزل-مثنوی
خبرهای جدید از کارگاه شعر تهران
توضیحاتی درباره داوری کنگره شعر یزد
لینک اشعار، داستان ها و مقاله های: (به ترتیب الفبا)
فاطمه اختصاری، لیلا اکرمی، آناهیتا اوستایی، زهره جعفرزاده
نوشین جلیلوند، محمد حسینی مقدم، الهام حیدری، مونا زنده دل
مریم سعیدی، سید حمید سهرابی، محسن عاصی، کیارش کاویانی
زهرا گریزپا، زهرا معتمدی، حمید ملک زاده، شهرام میرزایی
الهام میزبان، وحید نجفی و…
در سایت آدم برفی ها و عروض
خبر چندین جشنواره ی تر و تازه شعر و فیلم و…
ماجرای کتاب شعر جریان کرج!
و آخرین خبرها از فصلنامه «همین فردا بود»
این همه ماه نبودنم را انتظار کشیدید
حال من با خستگی سفر منتظرم…
[...] آصف آشنا [...]
Afghan Forum - Voice your Opinion » Blog Archive » Contemporary Afghan Ghazals - غزل امروز افغانستان said this on دسامبر 9, 2008 روی 5:51 ق.ظ |
سلام
…در گوشه ی اتاق خودت تنها یک “آرزوی مانده به دل”بودن
یا مثل توی یک شب بارانی در حسرت کلاه و شنل بودن …
پیروز باشید
سلام استاد بازهم مزاهم شدم این بار خواهش مندم که به کلبه حقیر بنده هم سر بزنید